تبليغاتX


Image and video hosting by TinyPic

سنگواره ها

سنگواره ها
ادبيات
سنگواره ها

عبدالحسین انصاری/اهل نورآباد ممسنی/ساکن بندرعباس/ لیسانسیه الکترونیک از دانشگاه شهیدرجایی تهران/برگزارکننده ی(باکلمه ی مسوول مشکل دارم)جلسات انجمن کلاسیک حوزه هنری بندرعباس/تالیفات:1-مجموعه شعر (باید برای زنبیل خالی ات شعری بگویم)2-(نمی توانم از این سیب سرخ برگردم: در دست چاپ) والبته مخلص همه ی شما

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
سعید قربانیان
جلیل صفربیگی
تازه های ادبی
محمدحسین بهرامیان
سیدمهدی موسوی
حر شفقت
مهدی میرزایی
مونا زنده دل
مرتضی حیدری
جواد کلیدری
آرش علیزاده
علیرضا بدیع
شعر امروز لامرد
احسان مهدیان
آفتاب
مریم توفیقی
محسن رضوي
حسن فرجی
سید حامد حسینی خواه
حس اول
آرزو شیرین زبان
اباصلت رضوانی
سيدحسين حاتمي‌نسب
مرضیه حاجی اکبری
همايون عطايي
می نو
اسحاق رمشکی
مهدي معارف
محمد رضا احمدنژاد
م-اشك
حیاط مشترک
سعید توکلی
شهرام میرزایی
ونوس رستمی
حسین عسکری
محمد حسین پورمعصومی
زهره جعفر زاده
یدا... شهرجو
حسن روشان
سعید یوبال
علی کلانتر
سردارشمس آوری
آنا تهرانی
حرف های یک دل
سعید محمدحسنی
انسیه موسویان
حمیدرضا امینی
آب و کاشی
داوود ملک زاده
محمد دهدار
دیگری در من
چوک جنوب
کانوشت
این جا و آنجا
ذهن زیبا
مهدی اخلاص مند
مرگ قسطی
سیاورشن
بندرعباس سیتی
هرمزگان
بستکی
علیرضا آذر
محمد رضا کاظمی
حسن پاکزاد
صدیقه امیدی
حسین جلال پور
مسعود اکبری راد
کولی
بابک دولتی
محمد آتشی
الهام قریشی
برزو علی پور(بوی جوی مولیان)
علی یوسفیان
دکتر علیرضا قزوه
سمفونی تاریک
سيد احمد عندليبي
حامد رحمتی
دشمن زیاری
خودکار کم رنگ (شعر)
انجمن مجازی
خودکار کم رنگ (مقاله)
بهزاد جعفری
کاظم انصاری
سید ضیاءقاسمی
راديكال
رستم عجمی(تاجیکستان)
الیاس علوی(افغانستان)
مانیفست آدم کشی
رضامحمدزاده
بهرام احمدی
مجیدسعدآبادی
اصغر معصومی
جلال جعفری
سیده سارا
ممسنی:جواهری در فارس
فاطمه قايدي
عبدالحميدرحمانيان
محمد حسین نعمتی
راهله معماریان
محمودرضا برامکه
کیوان برآهنگ
حامد مصطفایی
پاییز
عنایت ا... محمودی
حمزه زارعی
حامد مصطفایی
راشد انصاری
سیدمحمدعلی آل مجتبی
وحید کیانی
قاسم صرافان
یزدان تورانی
مهدی آیت
بارونی ها
شعر کوهستان
ترانه ی بارون
فراخوان های ادبی
شقایق زعفری
اسلام انصاری فر
میثم ریاحی
رضامحمودی
حسین تیموری
رضانیکوکار
مهدی دسترنج
محمدرضافرجی
شمیم
سه بهمنی
مهسا رضايي
آنا تهراني
الميرا صفرزاده
حسن يعقوبي
ك.بهرامي
علي اكبر آغاسيان
پريسا اصغري
تصاویر تصادفی
یادگاری:
عشق سیبی ست که از دست خدا افتاده است
پشتيباني
باران عشق
قالب اين وبلاگ توسط یکتا طراحي شده است.



باران عشق
سلام یه همه ی دوستای گلم

از اینکه این همه دیر به روز می کنم شرمنده ام

  1. سفر به اصفهان و شرکت در جشنواره ی تولیدات مراکز استانی حوزه هنری و همدمی با

شاعرای توانمند و دوستای بسیار خوبم که خیلی شان از دوستای وبلاگی هم بودند برایم یک دنیا خاطره

داشت از جمله :استاد  علی محمد مودب ـ علی داوودی ـ محمد امین جعفری ـالیاس علوی ـ

مبین اردستانی ـابراهیم قبله آرباطان ـ محمد مهدی سیار ـ عبدالحمید انصاری نسب 

 جلیل صفر بیگی عزیزـ  سعید عاشقی ـ حمید درویشی ـ رسول پیره ـ حافظ ایمانی ـمیثم ریاحی

رضا نیکوکار و بسیاری از دوستای دیگه که اسمشون الان در خاطرم نیست .

هیچ وقت لذت شب نشینی و شعر خوانی در هتل  اونم با کسایی که در یک موضوع بسیار عزیز

باهات مشترک هستند وصف شدنی نیست.

و اما اعتراف :

می دونید  کلمه ی اعتراف می تونه برا ما که معمولا کلاسیک کار می کنیم با غلاف یه قافیه ی

خوب باشه به همین دلیل هم می خواستم غلافش کنم و از خیرش بگذرم ولی یادم اومد که به

شاعر خوب و توانا خانم ونوس رستمی قول دادم که اعتراف کنم:

۱- اول در مورد عکسی که تو وبلاگم زدم و دلیل خنده ای که کردم این عکس رو تهران سال ۸۱ گرفتم

وقتی رو صندلی مخصوص نشستم عکاس که اتفاقا آدم بسیار بذله گویی هم بودن از من پرسید

عکس رو برا چی می خوای گفتم برا خودم گفت پس بسپارش به من فط شما الان تو ذهنت مجسم کن

که همه ی ... همه با هم به صورت دسته جمعی فوت کردند حقیر هم خندیدم و ...

راستی پاپی نقطه چینا نشید که برام گرون تموم می شه.

۲- دومین اعترافم اینه که هیچ وقت یه چیزایی رو اعتراف نمی کنم بجز برای خدای خودم که نیازی

به اعتراف امثال من هم نداره پس اینا رو هم بی خیالش

۳-سومی هم اینکه از دست ارشاد و مجوز و ناشر و مخاطب و... دلم خونه

۴-راستشو بخواید سه سال پیش که تازه وبلاگ درست کرده بودم هر وقت یه نفر بهم سر می زد

کلی ذوق می کردم وهمه ش به فکر این بودم که تعداد کامنتامو ببرم بالا بعد کم کم دنبال این

بودم که شاعرای بهتری بیان و بهم سر بزنن ولی حالا فقط تشنه ی نقد شدن هستم.

۵- اینی که دارم می گم نمی خوام ریا بشه ولی می گم شاید گفتنش بهتر از نگفتنش باشه:

دیروز چن کیلو میوه از جمله موز گرفته بودم و از طرف ساحل دریا داشتم می رفتم طرف سرویسا

و تو عالم خودم بودم که یه نوجوون از دور به موزا اشاره کرد و انگار می گفت از موزات می خوام من هم

تو عالم خودم رد شدم و دویست متری رد شدم وبعد که فهمیدم چی شده برگشتم و پیداش کردم و ...

در پناه بارون

 


[ ]
+