وطن


ای میهن اشک و لبخند، منظومه ی رنج و تسکین!
ققنوسِ در شعله خاموش، سیمرغِ حالا بلورین 


تا کسب و کار تو مرگ است، دار و ندار تو مرگ است 
تنها شعار تو مرگ است، برخیز از این خواب سنگین!


در هر قدم زیر هر گام، افتاده یک گور گمنام 
روی لبت مانده دشنام، ورد زبان تو نفرین 


کی زد به آیینه ات زخم، ای نام دیرینه ات زخم!
گل کرده بر سینه ات زخم، روییده بردامنت مین 


ما با سیاوش گذشتیم، از خوان آتش گذشتیم 
مغرور و سرکش گذشتیم، ای خاطرات تو شیرین 


می بینم آینده ات را، دل های آکنده ات را 
در اشک ها خنده ات را، ای مام خوشحالِ غمگین!


آغوش تو شد جهانم، گهواره ی مهربانم!
درد و بلایت به جانم، داغت نبینیم آمین!

عبدالحسین انصاری

بداهه ای برای سیل لرستان

 

ما نمردیم چون نمی ترسیم
ریخت سقف و ستون نمی ترسیم

شد اگر روزگار ما مثل
لاله ی واژگون, نمی ترسیم

کوه اگر جای سیل بفرستد
آتشی از درون نمی ترسیم

گونه مان سرخ مانده با سیلی
دیگر از سیل خون نمی ترسیم

سفره مان گرچه خالی از نان است
از صدای کلون نمی ترسیم

گرچه این قصه ی جدیدی نیست
از ازل تا کنون نمی ترسیم

عشق تنها قرار ما لرهاست
هرگز از این جنون نمی ترسیم

عبدالحسین انصاری

خدا

جهان را می توانی ساده، سرتاسر بچرخانی
فقط کافی است بر انگشت، انگشتر بچرخانی 


تمام متن هایت ،شک ندارم، شعر خواهد شد
اگر تنها قلم بر صفحه ی دفتر بچرخانی 


به هر سمتی نظر انداختی آنجا گلستان شد
چه می شد گاه گاهی این طرف ها سر بچرخانی 


برای کشتن من یک نگاه ساده کافی بود
چه اصراری است که در سینه ام خنجر بچرخانی 


چه می شد کام ما را اندکی شیرین کنی گاهی
اگر یک بار هم در جمع ما ساغر بچرخانی

 
چرا اینقدر جمع دوستان از هم پراکنده است؟
خدایا سعی کن این چرخ را بهتر بچرخانی 


عبدالحسین انصاری
#می_خوش
#غزل
#غزل_عاشقانه

سیل شیراز

می توانستی مرا از زیر باران رد کنی
دست باران را بگیری از خیابان رد کنی

معذرت می خواهم اما ای خدای مهربان
سیل را لازم نبود از زیر قرآن رد کنی

نیست در شان شما والامقام این کارها
اینکه از هر کوچه یک رود خروشان رد کنی

امتحان هایت کمی سخت است شاید ناقلا
قصد داری بنده را هم مثل شیطان رد کنی

معجزه یعنی همین باران ولی نم نم, ببین
ما نمی خواهیم فیل از لای فنجان رد کنی

ابتدا ما را از این توفان رها کن بعد از آن
زیر میزی هم اگر شد چند تومان رد کنی

من در این دنیا کسی را جز شما دارم مگر
پس نباید بنده را بی کفش و تنبان رد کنی

ظاهرا روشن شده تکلیف مسئولین ما
شهر را باید خودت از زیر توفان رد کنی

چشم ما تنها به الطاف جناب عالی است
کشورم را سعی کن از بحر و بحران رد کنی

عبدالحسین انصاری