در این سرزمین

در این سرزمین
تنها مین ها به وعده هاشان عمل می کنند
در این سرزمین
سر از کار مین درنمی آورم
و از عده ای بی پا
که پایداری می کنند.

عبدالحسین انصاری

تو

می پرد شعر از کنارم هر زمان شور از تو نیست
ساده سر می پیچم آن وقتی که دستور از تو نیست

دفتر شعر مرا هرگز نفهمید آن که گفت
خوشه های می خوش این باغ انگور از تو نیست

چشم هایت ساختند و شاعران پرداختند
من ندیدم هیچ بیتی را که منظور از تو نیست

«ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما»
حافظ خلوت نشین! این شعر مشهور از تو نیست!

هر که می گوید منم "هیچ ابن هیچ" از جنس توست
آن که می گوید "انالحق" مثل منصور، از تو نیست

این که دارد می نشیند برف بر مویش، قبول
دیر کرده دیر، اما لحظه ای دور از تو نیست

عبدالحسین انصاری